بایگانیِ سپتامبر, 2007

طریقه آشکارشدن بعد چهارم فضا

سپتامبر 30, 2007


      دانشمندان دو دانشگاه دیوک و روتگرز  مدلی ریاضی را توسعه دادند که اخترشناسان را قادر میسازد تا یک تئوری 5-بعدی گرانشی جدید را امتحان نمایند. این تئوری با تئوری نسبیت عام اینشتین در رقابت میباشد.
این دو دانشمند، چارلز کیتون استاد فیزیک و اخترفیزیک، و آرلی پترز استاد ریاضیات و فیزیک، کارشان را برپایه تئوری اخیری به نام:

 مدل گرانشی راندال-سندرام نوع دوم (Type II Randall-Sun drum gravity model )  بنا کرده اند

استفان هاوکینگ

سپتامبر 30, 2007

اينشتين دوم كاوشگر سياهچاله ها( Stephen Hawking )

 متولد 8 ژانويه 1942

منبع :www.physicsir.com

 

او از هر گونه تحرك عاجز است. نه مي تواند بنشيند نه برخيزد. نه راه برود. حتي قادر نيست دست و پايش را تكان بدهد يا بدنش را خم و راست كند. از همه بدتر توانايي سخن گفتن را نيز ندازد. زيرا عضلات صوتي او كه عامل اصلي تشكيل و ابراز كلمات اند مثل 99 درصد بقيه عضلات حركتي بدنش در يك حالت فلج كامل قرار دارند. مشتي پوست و استخوان است روي يك صندلي چرخدار كه فقط قلبش و ريه هايش و دستگاه هاي حياتي بدنش كار مي كنند و بخصوص مغزش فعال است. يك مغز خارق العلده كه دمي از جستجو و پژوهش و رهگشايي بسوي معماها و نا شناخته ها باز نمي ماند.

اين اعجوبه مفلوج استيفن هاوكينگ پرآوازه ترين دانشمند دهه آخر قرن بيستم است كه اكنون در دانشگاه معروف كمبريج همان كرسي استادي را در اختيار داردكه بيش از دو قرن پيش زماني به اسحق نيوتن كاشف قانون جاذبه تعلق داشت.همچنين وي را انيشتين دوم لقب داده اند زيرا مي كوشد تئوري معروف نسبيت را تكامل بخشد و از تلفيق آن با تئوري هاي كوانتومي فرمول واحد جديدي ارائه دهد كه توجيه كننده تمامي تحولات جهان هستي از ذرات ريز اتمي تا كهكشان هاي عظيم باشد.

اينشتين معتقد بود كه چنين فرمول يا قانون واحدي مي بايست وجود داشته باشد و سالهاي آخر عمرش را در جستجوي آن سپري كرد اما توفيقي نيافت.

استيفن هاوكينگ شهرت و اعتبار علمي خود را مديون محاسبات رياضي پيچيده و بسيار دقيقي است كه در مورد چگونگي پيدايش و تحول سياهچاله هاي آسماني يا حفره هاي سياه انجام داده است.اين اجرام فوق العاده متراكم كه به علت قدرت جاذبه بسيار قوي حتي نور امكان جدايي از سطح آن ها را نداردوجودشان بر اساس تئوري نسبيت انيشتين پيش بيني شده بود و به همين جهت هم سياهچاله ناميده شدند.رديابي و رويت آنها بوسيله قويترين تلسكوپ ها يا هر وسيله ديگر تا كنون ممكن نبوده است. با وجود اين استيفن هاوكينگ با قدرت انديشه و محاسبات رياضي چون و چرا ناپذيرش- نه فقط وجود سياهچاله ها را به اثبات رسانده و چگونگي شكل گيري و تحول آن ها را نشان داده بلكه به نتايج جالبي در رابطه اين اجرام با كيفيت وقوع انفجار بزرگ Big Bang در آغاز پيدايش كيهان دست يافته است كه در دانش فيزيك اختري و كيهان شناسي اهميت بسزايي دارد و به عقيده صاحبنظران بناي اين علوم را در قرن آينده تشكيل خواهد داد.

كتاب جديد هاوكينگ در اين زمينه كه بعنوان سياهچاله ها و جهان هاي نوزاد انتشار يافت در محافل علمي جهان مثل يك بمب صدا كرد و شگفتي فراوان برانگيخت. اما قبل از اشاره خلاصه اي مي آوريم از زندگي نويسنده اش كه براستي از كتاب او شگفتي بر انگيز تر است .

استيفن هاوكينگ در 8 ژانويه 1942 در شهر دانشگاهي آكسفورد زاده شد و دوران كودكي و تحصيلات اوليه اش را در همان شهر گذرانيد. از همان زمان به علوم رياضيات علاقه داشت و آرزوي دانشمند شدن را در سر مي پروراند اما در مدرسه يك شاگرد خودسر و بخصوص بد خط شناخته مي شد و هرگز خود را در محدوده كتاب هاي درسي مقيد نمي كرد بلكه چون با مطالعات آزاد سطح معلواتش از كلاس بالاتر بود هميشه سعي داشت در كتاب هاي درسي اشتباهاتي را گير بياورد و با معلمان به جر و بحث و چون و چرا بپر دازد !

پدر و مادرش از طبقه متوسط بودند با يك زندگي ساده در خانه اس شلوغ و فرسوده اما مملو از كتاب كه عادت به مطالعه را در فرزندانشان تقويت مي كرد. فرانك پدر خانواده پزشك متخصص در بيماري هاي مناطق گرمسيري بود و به همين جهت نيمي از سال را به سفرهاي پژوهشي در مناطق آفريقايي مي گذرانيد. اين غيبت هاي متوالي برلي بچه ها چنان عادي شده بود كه تصور مي كردند همه پدر ها چنين وضعي دارند. و مانند پرندگان هر ساله در فصل سرما به مناطق آفتابي مهاجرت مي كنند و بعد به آشيانه بر مي گردند. در عين حال غيبت هاي پدر نوعي استقلال عمل و اتكا به نفس در بچه ها ايجاد مي كرد.

استيفن در 17 سالگي تحصيلات عاليه را در رشته طبيعي آغاز كرد و از همان زمان به فيزيك اختري و كيهان شناسي علاقه مند شد زيرا در خود كنجكاوي شديدي مي يافت كه به رمز و راز اختران و آغاز و انجام كيهان پي ببرد. سالهاي دهه 60 عصر طلايي كشف فضا- پرتاب اولين ماهواره ها و سفر هيجان انگيز فضانوردان به كره ماه بود و بازتاب اين وقايع تاريخي در رسانه ها جوانان را مجذوب مي كرد. بعلاوه استيفن از كودكي عاشق رمان هاي علمي تخيلي بود و مطالعه آن ها نيز بر اشتياق او به كسب معلومات بيشتر در فيزيك و نجوم و علوم ديگر مي افزود. او دوره سه ساله دانشگاه را با موفقيت به پايان برد و آماده مي شد تا دوره دكترا را در رشته كيهان شناسي آغاز كند.

اما به دنبال احساس ناراحتي هايي در عضلات دست و پا استيفن در ژانويه 1963 يعني آغاز بيست و يكسالگي مجبور به مراجعه به بيمارستان شد و آزمايش هايي كه روي او انجام گرفت علائم بيماري بسيار نادر و درمان ناپذيري را نشان داد. اين بيماري كه به نام ALS شناخته مي شود بخشي از نخاع و مغز و سيستم عصبي را مورد حمله قرار مي دهد و به تدريج اعصاب حركتي بدن را از بين مي برد و با تضعيف ماهيچه ها فلج عمومي ايجاد مي كند بطوريكه بمرور توانايي هرگونه حركتي از شخص سلب مي شود. معمولا مبتلايان به اين بيماري بي درمان مدت زيادي زنده نمي مانند و اين مدت براي استيفن بين دو تا سه سال پيش بيني شده بود.

نوميدي و اندوه عميقي را كه پس از آگاهي از جريان بر استيفن مستولي شد مي توان حدس زد. ناگهان همه آرزوهاي خود را بر باد رفته ميديد. دوره دكترا-روياي دانشمند شدن – كشف رمز و راز كيهان – همگي به صورت كاركاتورهايي در آمدند كه در حال دورشدن و رنگ باختن به او پوزخند مي زدند. بجاي همه آن خيال پروريهاي بلند پروازانه حالا كاري بجز اين از دستش بر نمي آمد كه در گوشه اي بنشيند و دقيقه ها را بشمارد تا دوسال بعد با فلج عمومي بدن زمان مرگش فرا برسد.

به اتاقي كه در دانشگاه داشت پناه برد و در تنهايي ساعتها متفكر و بي حركت ماند. خودش بعدها تعريف كرده است كه آن شب دچار كابوسي شد و در خواب ديد كه محكوم به اعدام شده است و او را براي اجراي حكم مي برند و در آن موقعيت حس كرد كه هر لحظه زندگي چقدر برايش ارزشمند است. بعد از بيداري به ياد آورد كه در بيمارستان با يك جوان مبتلا به بيماري سرطان خون هم اتاق بوده و او از فرط درد چه فريادهايي مي كشيد. پس خود را قانع كرد كه اگر به بيماري لادرماني مبتلاست اما لااقل درد نمي كشد. بعلاوه طبع لجوج و نقادش كه هيچ چيز را به آساني نمي پذيرفت هشدار داد كه از كجا معلوم كه پيش بيني پزشكان درست از كار در بيايد و چه بسا كه از نوع اشتباهات كتب درسي باشد!

اما آنچه به او قوت قلب و اعتماد به نفس بيشتري براي مبارزه با نوميدي و بدبيني داد آشنايي اش در همان ايام با دختري به نام (جين وايلد) بود كه عد ها همسرش شد و نقش فرشته نگهبانش را به عهده گرفت. جين اعتقادات مذهبي عميقي داشت و معتقد بود كه در هر فاجعه اي بذراهي اميد وجود دارد كه با استقامت و قدرت روحي خود مي تواند رشد كند. و بارور شود. بايد به خداوند توكل داشت و از ناكاميهايي كه پيش مي آيد خيزگاههايي براي كاميابي ساخت.

جين دانشجوي دانشگاه لندن بود اما تحت تاثير هوش فوق العاده و شخصيت استثنايي استيفن چنان مجذوب او شده بود كه هر هفته به سراغش مي آمد و ساعتي را به گفتگوي با او مي گذرانيد و آمپول خوشبيني تزريق مي كرد.آنها پس از چندي رسما نامزد شدند و استيفن تحصيلات دانشگاهي اش را از سر گرفت زيرا براي ازدواج با جين مي بايست هرچه زودتر دكتراي خود را بگيرد و كار مناسبي پيدا كند.

و او طي دو سال با اشتياق و پشتكار اين برنامه را عملي كرد در حاليكه رشد بيماري لعنتي را در عضلاتش شاهد بود و ابتدا به كمك يك عصا و سپس دو عصا راه مي رفت. ازدواجش با جين در سال 1965 صورت گرفت و او چنان غرق اميد و شادي بود كه به پيش بيني دو سال پيش پزشكان در مورد مرگ قريب الوقوعش نمي انديشيد.

پروفسور استيفن هاوكينگ اكنون 61 سال داردو ظاهرا بيش از يك ربع قرن قاچاقي زندگي كرده است. البته اگر بتوان وضع كاملا استثنايي او را در حال حاضر زندگي ناميد.!

پيش بيني پزشكان در مورد بيماري فلج پيش رونده او نادرست نبود و اين بيماري اكنون به همه بدنش چنگ انداخته است. از اواخر دهه 60 براي نقل مكان از صندلي چرخدار استفاده مي كند و قدرت تحرك از همه اجزاي بدنش بجز دو انگشت دست چپش سلب شده است. با اين دو انگشت او مي تواند دكمه هاي كامپيوتر بسيار پيشرفته اي را فشار دهد كه اختصاصا براي او ساخته اند و بجايش حرف مي زند. و رابطه اش را با دنياي خارج برقرار مي كند زيرا از سال 1985 قدرت تكلم خود را هم ازدست داده است.

در آن سال او پس از بازگشت از سفري به درو دنيا براي مدتي در ژنو بسر مي برد كه مركز پژوهشهاي هسته اي اروپاست و دانشمندان اين مركز جلسات مشاوره اي با او داشتند. يك شب كه استيفن هاوكينگ تا دير وقت مشغول كار بود ناگهان راه نفس كشيدنش گرفت و صورتش كبود شد بيدرنگ او را به بيمارستان رساندند و تحت معالجات اضطراري قرار دادند. معمولا مبتلايان به بيماري ALS در مقابل ذات الريه حساسيت شديدي دارند و در صورت ابتلاي به آن ميميرند كه اين خطر براي استيفن هاوكينگ هم پيش آمده بود و گرفتن راه تنفس او ناشي از ذات الريه بود. پس از چند روز بستري بودن در بخش مراقبتهاي ويژه بيمارستان سرانجام با اجازه همسرش تصميم گرفته شد كه با عمل جراحي مخصوص مجراي تنفس او را باز كنند اما در نتيجه اين عمل صداي خود را براي هميشه از دست مي داد

عمل جراحي با موفقيت صورت گرفت و بار ديگر استيفن از خطر مرگ جست. هر چند قدرت تكلم خود را از دست داد اما با جايگزيني كامپيوتر مخصوص سخنگو ارتباط او با اطرافيانش حتي بهتر از سابق شد زيرا قبلا بعلت ضعف عضلات صوتي با دشواري و نارسايي زياد صحبت مي كرد. كامپيوتر سخنگو را يك استاد آمريكايي كامپيوتر در كاليفرنيت براي او ساخت و تقديمش كرد. برنامه ريزي اين دستگاه شامل سه هزار كلمه است و هر بار كه استيفن بخواهد سخني بگويد مي بايست با انتخاب كلمات و فشردن دكمه هاي كامپيوتر به كمك دو انگشتش كه هنوز كار مي كنند جمله مورد نظرش را بسازد و صداي مصنوعي به جاي او حرف مي زند. البته اينگونه سخنگويي ماشيني طولاني تر است اما خود استيفن كه هرگز خوشبيني اش را از دست نمي دهد عقيده دارد كه به او وقت بيشتري مي دهد براي انديشيدن آنچه مي خواهد بگويد و سبب مي شود كه هرگز نسنجيده حرف نزند.

ويلچر يا صندلي چرخدار استيفن كه بوسيله آن رفت و آمد مي كند نيز از پيشرفته ترين پديده هاي تكنولوژي است و با نيروي الكتريكي حركت مي كند. وي اتكاي زيادي به ويلچر خود دارد چون علاوه بر حركت با آن وسيله اي براي ابراز احساساتش نيز محسوب مي شود. مثلا اگر در يك ميهماني به وجد آيد با ويلچرش به سبك خاص خود مي رقصد و چنانچه صبر و حوصله اش را در مورد يك شخص مزاحم از دست بدهد در يك مانور سريع از روي پاهاي او رد مي شود !!! بسياري از شاگردانش ضربه چرخهاي ويلچر او را تجربه كرده اند و به گفته خودش يكي از تاسف هايش اين است كه طعم اين تجربه را به مارگارت تاچر نچشانده است !

يكي از شگفتيهاي اين آدم مفلوج و نحيف كه به ظاهر بايد موجودي تلخ و غمزده و منزوي باشد شوخ طبعي و شيطنت كودكانه اوست كه بخصوص در برق نگاه هوشمندانه و رندانه اش ديده مي شود. در حاليكه اجزاي چهره اش بي حركت و فاقد هرگونه واكنش احساسي و عاطفي هستند اما چشمانش مي درخشند.

انگار به هزار زبان با مخاطب سخن مي گويند. او بهيچوجه خودش را منزوي نكرده است. به كنسرت و پارك مي رود. در رستوران غذا مي خورد. در انجمن هاي دانشجويان شركت مي كند. و سر به سر شاگردانش كه هميشه او را سوال پيچ مي كنند مي گذارد. شيوه شيطنت آميزش اينست كه پاسخگويي را گاهي عمدا كش مي دهد و در حاليكه پرسش كنندگان پس از چند دقيقه انتظار پاسخ مفصلي را براي سوال خود پيش بيني مي كنند با يك كلمه بله يا نه از كامپيوتر سخنگويش همه را به خنده مي اندازد.

اين اعجوبه فاقد تحرك عاشق جنب و جوش و گشت و سياحت است و تا كنون دوبار به سفر دور دنيا رفته و حتي از چين و ديوار باستاني آن ديدن كرده است. همچنين در صدها كنفرانس و سمينار علمي شركت كرده است و به ايراد سخنراني پرداخته است. كه البته اين سخنراني ها قبلا در نوار ضبط و در روز كنفرانس پخش مي شود.

پرفروشترين كتاب علمي

از نكات جالب ديگر در زندگي استيفن هاوكينگ يكي هم اينست كه او در سالهاي اوليه زناشويي اش با جين وايلد از او صاحب سه فرزند شد يك دختر و دو پسر. لذت پدري و احساس مسئوليت در تامين زندگي فرزندان يكي از مهمترين انگيزه هايي بود كه او را در مقابله با مشكلاتش ياري داد زيرا با طبع لجوج و بلندپروازش اصرار داشت كه بهترين امكانات زندگي و تحصيل را براي بچه هايش فراهم كند و اين امر مخارج هنگفتي روي دستش مي گذاشت. هزينه خودش هم كم نبود چون مي بايست به دو پرستار تمام وقت و يك دستيار حقوق بپردازد و درامد استادي دانشگاه كفاف اين مخارج را نمي داد. به همين جهت در اواسط دهه 80 به فكر نوشتن كتاب افتاد و در سال 1988 كتاب معروف خود به نام ( تاريخ كوتاهي از زمان) را منتشر كرد.{بزودي اين كتاب را در سايت خواهيم آورد}

در اين كتاب كه به فارسي هم ترجمه شده است استيفن هاوكينگ به زبان ساده و قابل فهم عامه پيچيده ترين مسائل فيزيك جديد و كيهان شناسي و بخصوص ماهيت زمان و فضا را بررسي كرده و نظريات و محاسبات خودش را شرح داده است. بي آنكه خواننده را با فرمولها و معادلات رياضي بغرنج گيج كند. اما به رغم سادگي بيان و جذابيت مباحث بسياري از مردم از آن سر در نمي آورند. زيرا ايده هاي مطرح شده در كتاب در سطح بالاي علمي است. با وجود اين كتاب مزبور 8 ميليون نسخه به فروش رفته و 183 هفته در ليست 10 كتاب پرفروش جهان قرار داشته است و طبعا چنين موفقيت بيمانندي مشكلات مادي استيفن را براي هميشه حل مي كند.

كتاب جديد استيفن به نتايج پژوهشها و يافته هاي او درباره ي سياهچاله ها اختصاص دارد. اين اجرام مرموز و فاقد نورانيت آسماني كه بر اساس تئوري پذيرفته شده اي در سالهاي اخير از فروريزي و تراكم ستارگان سنگين وزن پس از اتمام سوخت هسته اي آن ها پديد مي آيند ستارگان ديگر را در اطراف خود مي بلعند و با افزايش جرم و در نتيجه دستيابي به نيروي جاذبه قويتر به تدريج ستارگان دورتر را به كام مي كشند. بدينگونه در سياهچاله ها ماده به حدي از تراكم مي رسد كه هر سانتي متر مكعب آن مي تواند ميليونها و حتي ميلياردها تن وزن داشته باشد و نيروي جاذبه آنچنان قوي است كه نور و هيچگونه تشعشعي امكان خروج از سطح آن ها را ندارد. به همبن جهت ما هرگز نمي توانيم حتي با قويترين تلسكوپها اين غولهاي نامرئي را رديابي كنيم.

اما استيفن هاوكينگ در كتاب تازه اش برداشتهاي متفاوتي از سياهچاله ها ارائه داده است و با محاسبات خود به اين نتيجه مي رسد كه اين اجرام بكلي فاقد نورانيت نيستند و بعلاوه موادي را كه از ستارگان ديگر جذب و بلع مي كنند در مرحله نهايي تراكم به حالتي انفجار گونه از يك كانال ديگر بيرون مي ريزند. منتها آنچه دفع مي شود به همان صورتي نيست كه بلعيده شده است. به عبارت ديگر سياهچاله ها نوعي بوته زرگري هستند كه طلا آلات مستعمل را به شمش تبديل مي كنند. از كانال خروجي عناصر تازه در يك جهان نوزاد تزريق مي شود كه مي توان آن را در مقابل سياهچاله ( سپيد چشمه) ناميد.

شايد سالها طول بكشد تا صحت و سقم نظزيه هاي جديد استيفن هاوكينگ روشن شود زيرا آنقدر تازگي دارد كه عجيب به نظر مي رسد. اما عجيب تر از آن مغز اين مرد است كه اين نظزيه پردازي ها و رهگشائيها از آن مي تراود. او براي محاسبات طولاني و پيچيده رياضي و نجومي خود حتي از نوشتن ارقام روي كاغذ محروم است و بايد همه اين عمليات بغرنج را در مغز خود انجام بدهد و نتايج را در حافظه اش نگهدارد بدينگونه فقط با مغزش زنده است و به قول دكارت چون فكر مي كند پس وجود دارد.

اما اين موجود اين آدم معلول و نحيف و عاجز از تحرك و تكلم يك سرمشق است . . . .

براي آن ها كه با اميد و استقامت و تلاش بيگانه اند . . .

براي آن ها كه تواناييهاي انسان و ارزش انديشه سالم و سازنده را دست كم مي گيرند . . .

براي بدبين ها و منفي باف ها كه در افق ديد خود جهان را به گونه سياهچاله اي مخوف و ظلماني مي بينند . . . .

به سخن استيفن هاوكينگ : ( در آنسوي هر سياهچاله سپيد چشمه اي وجود دارد )

رده بنده دانشگاه های ایران

سپتامبر 30, 2007

RANK

WORLD RANK

UNIVERSITY

2

1,463

UNIVERSITY OF TEHRAN

7

2,301

TEHRAN UNIVERSITY OF MEDICAL SCIENCES

10

2,633

TARBIAT MODARES UNIVERSITY

11

2,699

IRAN UNIVERSITY OF SCIENCE & TECHNOLOGY

13

2,790

FERDOWSI UNIVERSITY OF MASHHAD

14

2,844

SHARIF UNIVERSITY OF TECHNOLOGY

16

2,953

SHIRAZ UNIVERSITY OF MEDICAL SCIENCES

18

3,004

AMIRKABIR UNIVERSITY OF TECHNOLOGY

19

3,208

UNIVERSITY OF ISFAHAN

22

3,266

ISFAHAN UNIVERSITY OF TECHNOLOGY

24

3,308

KHAJE-NASSIR-TOOSI UNIVERSITY OF TECHNOLOGY

25

3,325

IMAM SADIQ UNIVERSITY

26

3,362

SHIRAZ UNIVERSITY

28

3,536

SHAHID BEHESHTI UNIVERSITY TEHRAN

30

3,956

ISFAHAN UNIVERSITY OF MEDICAL SCIENCES

34

4,139

UNIVERSITY OF TABRIZ

38

4,277

TABRIZ UNIVERSITY OF MEDICAL SCIENCES

39

4,387

IRAN UNIVERSITY OF MEDICAL SCIENCES

43

4,666

SHAHEED BEHESHTI UNIVERSITY OF MEDICAL SCIENCES

44

4,709

UNIVERSITY OF KASHAN

46

4,754

URMIA UNIVERSITY

49

4,915

PAYAME NOOR UNIVERSITY

50

4,965

SHAHID CHAMRAN UNIVERSITY OF AHVAZ

51

4,995

ALZAHRA UNIVERSITY OR AZZAHRA UNIVERSITY

54

5,119

ISLAMIC AZAD UNIVERSITY TEHRAN SOUTH

57

5,371

MASHHAD UNIVERSITY OF MEDICAL SCIENCES

58

5,421

GUILAN UNIVERSITY OF MEDICAL SCIENCES RASHT

63

5,633

YAZD UNIVERSITY

70

5,994

ZANJAN UNIVERSITY

75

6,051

UNIVERSITY OF SISTAN AND BALUCHESTAN

77

6,097

SHAHID BAHONAR UNIVERSITY OF KERMAN

78

6,114

UNIVERSITY OF MAZANDARAN

83

6,415

IMAM KHOMEINI INTERNATIONAL UNIVERSITY

87

6,499

ZAHEDAN UNIVERSITY OF MEDICAL SCIENCES

88

6,554

BABOL UNIVERSITY OF MEDICAL SCIENCES

89

6,651

KASHAN UNIVERSITY OF MEDICAL SCIENCES

91

6,678

RAZI UNIVERSITY

93

6,694

HAMEDAN UNIVERSITY OF MEDICAL SCIENCES

95

6,716

UNIVERSITY OF GUILAN

96

6,733

ARAK UNIVERSITY


یک کیلوگرم آب رفته است!

سپتامبر 30, 2007

¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯

یکی از فیزیکدانان اداره بین المللی اوزان و مقادیر (International Bureau of Weights and Measures) اظهار کرده است که واحد معیار کیلوگرم که یک استوانه ۱۱۸ ساله است به میزان ۵۰ میکرو گرم کاهش وزن داشته است.

Physicist Richard Davis of the International Bureau of Weights and Measures  sits next to a copy of a 118-year-old cylinder that has been the international prototype for the metric mass in his office in Sevres southwest of Paris Wednesday Sept. 12007 ...

البته معلوم نیست که آیا مدل اولیه سبک تر بوده است یا آنچه که اکنون در دسترس میباشد. اما با اینحال، بک کیلو گرم بر حسب همان مدل اولیه تعریف شده است.

۵۰ میکروگرم در حدود وزن یک اثر انگشت است و تقریبا هیچ حساب میشود. پس یک کیلو گرم همان یک کیلوگرم باقی خواهد ماند.

عجایب هفتگانه جهان

سپتامبر 20, 2007

عکسي که جانسون را از رياست جمهوري امريکا پشيمان کرد

سپتامبر 20, 2007
ويتنامي ها عليه ويتنامي ها از مشکلات بزرگي بود که در جنگ دهه 60 ميلادي گريبانگير ويت کنگ ها شد. مشکل شمالي ها و جنوبي ها از يک طرف و قصابي امريکايي ها از طرف ديگر، فاجعه اي را در آسيا به وجود آورد که هنوز هم دامن امريکايي ها از آن شعله مي گيرد.
ديروز 19 سپتامبر بود و سومين سالروز درگذشت عکاس هنرمند امريکايي که يکي از عکسهاي زنده و تاريخي را از سطح خيابان هاي «سايگون» به جهان ارائه کرد تا دنيايي که امريکايي ها به مردم ويتنام وعده داده بودند، در معرض ديد قرار گيرد؛ همان دنيايي که يک ژنرال امريکايي در يک کلاس درس در پاسخ به پرسش کودک امريکايي که تفاوت خودشان با ويتنامي ها را مي پرسيد، گفت: آنها کمونيست هستند و ما آزاد!
خبرگزاري ايسنا به همين مناسبت يک خبر همراه با آن عکس معروف داده است که نماد جنگ ويتنام شد. ديروز 19 سپتامبر سومين سالروز درگذشت «ادي آدامز» فوتوژورناليستي بود که با عکس تکان دهنده اعدام شدن يک فرد به دست يک ژنرال ويتنامي ، مسير جنگ ويتنام را تغيير داد.
ادي آدامز، فوتوژورناليستي که در 71 سالگي بر اثر بيماري در خانه خود در نيويورک درگذشت ، براي به تصوير کشيدن يکي از وحشتناک ترين و فراموش نشدني ترين لحظات جنگ ويتنام که در آن يک ژنرال ويتنام جنوبي در کنار خيابان يک نفر را اعدام کرد، جايزه نوبل را گرفت.
قدرت اين عکس که در يکي از خيابان هاي سايگون در اول فوريه سال 1968 گرفته شد، براي هميشه ملموس ماند و آدامز که در حال عکس گرفتن از صحنه رفتن پليس به سمت فرد مظنون بود نيز، از آنچه که قرار بود روي بدهد بي خبر بود.
انعکاس اين عکس خشم مردم را برانگيخت و رقابت انتخاباتي امريکا را تحت تاثير قرار دارد، به طوري که جانسون ، رئيس جمهور وقت امريکا از نامزدي مجدد براي انتخابات انصراف داد.
ادوارد توماس آدامز در 12 ژوئن سال 1933 در نيوکنزينگتون فيلادلفيا به دنيا آمد و از دوران دبيرستان عکاسي را آغاز کرد.
وي هنگام خدمت در نيروي دريايي در جنگ کره عکاس جنگي بود و بعدها براي روزنامه اي در نيوکنزينگتون و روزنامه ايونينگ بولتن کار کرد و از آغاز سال 1962 به مدت 10 سال براي آسوشيتدپرس فعاليت کرد و ماموريت هاي متعددي در ويتنام داشت.
آدامز در مجموع از جنگ کره تا جنگ خليج فارس 13 جنگ را پوشش داده و از 1976 تا 1980 مجددا براي آسوشيتدپرس به عنوان خبرنگار ويژه و براي تايم لايف و مجله پاراد به عنوان فوتوژورناليست مستقل کار کرد.
   

شكلك‌هاي خندان اينترنت 25 ساله شدند

سپتامبر 20, 2007
25سال پيش يك استاد دانشگاه با استفاده از سه كليد دو نطقه، يك خط فاصله و يك پرانتز يك شكلك خندان عمودي را در يك پيام رايانه‌يي ارسال كرد.به گزارش سرويس فن‌آوري اطلاعات خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، به گفته‌ي كارشناسان زبان، شكلك خندان و شكلك‌هاي متحرك ديگر كه به emoticon معروف هستند براي مردم شيوه كوتاه بيان احساسات در ايميل و پيام‌هاي الكترونيكي را امكان‌پذير كرده‌اند كه به شكل ديگر تشخيص آن ها دشوار است.

فالمن – استاد دانشگاه كارنيگ ملون – در ساعت 11 و 44 دقيقه صبح 19 سپتامبر سال 1982 در طول يك گفت‌وگوي آن لاين درمورد محدوديت‌هاي شوخ طبعي آنلاين و چگونگي اظهارنظرهاي شوخ طبعانه شكلك خنداني را در پيام خود ارسال كرد كه شكلك‌هاي وي از اين دانشگاه به دانشگاه‌هاي ديگر و سپس شركت‌ها و البته با پيشرفت اينترنت به سراسر دنيا منتشر شد.

اساتيد علوم رايانه و زبان‌شناسي مطلع نيستند كه چه كسي اولين بار اين نماد را استفاده كرد اما فالمن اظهار كرده به مداركي در مورد به‌كارگيري شكلك خندان توسط شخص ديگري قبل از خود دست نيافته اما احتمال مي‌دهد كه ممكن است اشخاص ديگري نيز اين ايده را داشته‌اند.

اين پرفسور و همكارانش براي يادبود سالگشت آغاز استفاده از اين شكلك‌ها، برگزاري مسابقه‌ي دانشجويي سالانه اسمايلي اوارد را در زمينه‌ي نوآوري در فن‌آوري‌هاي مربوط به ارتباط شخص به شخص آغاز كرده‌اند كه جايزه‌ي 500 دلاري آن از سوي ياهو تامين مي‌شود.

امروزه مردم به سختي مي‌توانند استفاده از برنامه چت رايانه را بدون استفاده از شكلك‌هاي خندان تصور كنند؛ برنامه‌هاي پيام فوري اغلب حاوي مجموعه‌اي از چهره‌ها هستند كه به منظور ابراز احساسات از تعجب و ابراز محبت تا ناراحتي متغيرند.

 

پر بيننده‌ترين وبلاگ دنيا

سپتامبر 15, 2007

پر بيننده‌ترين وبلاگ دنيا در هر ثانيه ‪ ۱۰۰‬بازديدكننده دارد به طوريكه در طي دو سالي كه از آغاز فعاليتش مي‌گذرد، تاكنون بيش از ‪۱۰۰‬ ميليون تن از آن بازديد كرده‌اند.

بر اساس گزارش  گاردين، پر بيننده‌ترين وبلاگ دنيا متعلق به يك بازيگر و كارگردان معروف زن چيني به نام ” ژو جينگ لي” (‪(Xu Jinglei‬ است كه در كمتر از دو سال ‪ ۱۰۰‬ميليون كاربر اينترنتي از آن بازديد كرده‌اند.

در ادامه اين گزارش آمده است: اين بازيگر چيني در وبلاگ خود كه از اكتبر ‪ ۲۰۰۵‬آغاز به كار كرده است فقط درباره زندگي، سينما و مسايل معمولي روزانه مي‌نويسد.

به گزارش گاردين، سايت آمارگير “تكنوراتي” ( ‪ ( Technorati‬وبلاگ “جينگ‌لي” را در صدر پربيننده‌ترين وبلاگ‌هاي دنيا و حتي بالاتر از وبلاگ‌هاي معروف آمريكايي معرفي كرده است.

رتبه دوم پر بيننده‌ترين وبلاگ‌هاي دنيا نيز متعلق به وبلاگ يك رمان‌نويس جوان و معروف چيني به نام “هان‌هان” ( ‪ ( Han Han‬است كه تعداد
بازديدكننده‌هاي آن نيز در مرز ‪ ۱۰۰‬ميليون قرار دارد.

گاردين در گزارش خود آورده است: “ژو جينگ لي” مجموعه مطالبي را كه در وبلاگش با نشاني ‪ blog.sina.com.cn/xujinglei‬نوشته، در يك كتاب منتشر كرده است

اگر Gmail داريد، لطفا گول نخوريد!

سپتامبر 15, 2007


ايميلي قلابي از طرف گوگل براي بعضي از كاربران، حاوي دعوتنامه رايگان براي آپگريد كردن مقدار فضاي جيميل، آمده است. اگر كاربري روي لينك دعوتنامه كليك كند، رمز عبورش را دو دستي تحويل هكرها داده است!

نماي ايميل به صورت زير است .

Dear Gmail customer
From now if you need more than 2 GB of space use this invitation and upgrade your account to 100 GB of space also you can register one free domain name via this invitation
your account upgrade will done after 24 hours
your invitation code is: http://gmailupgrades.com/Gmail-Account-Upgrade/…/
Thank You
Gmail Support Department

107 فيلم ايراني كه بايد ببينيد به مناسبت 107 سالگي سينما

سپتامبر 15, 2007

 به بهانه روز ملي سينما پيشنهاد مي كنم اين ۱۰۷ فيلم ارزشمند و ماندگار سينماي ايران را به خاطر بسپاريد و اگر شد ببينيد

 

پيش از انقلاب:چهارراه حوادث(ساموئل خاچيكيان ـ۱۳۳۳)،شب نشيني در جهنم(ساموئل خاچيكيان ـ۳۶)،شب قوزي( فرخ غفاري ـ۴۳)،خانه قمرخانم(داود ملاپور ـ۴۷)،گاو(داريوش مهرجوئي ـ۴۸)،قيصر(مسعود كيميائي ـ۴۸)،،آرامش در حضور ديگران(ناصر تقوائي ـ۴۹)،فرار از تله(جلال مقدم ـ ۵۰)،خداحافظ رفيق(امير نادري ـ۵۰)،رگبار(بهرام بيضائي ـ۵۱)،تپلي(رضاميرلوحي ـ۵۱)،صادق كرده(ناصر تقوائي ـ۵۱)،بي تا(هژير داريوش ـ۵۱)،چشمه(آربي آوانسيان ـ۵۱)،صبح روز چهارم(كامران شيردل ـ۵۱)،سازدهني(اميرنادري ـ۵۲)،تنگنا(امير نادري ـ۵۲)،مغول ها(پرويز كيمياوي ـ۵۲)،اسرار گنج دره جني(ابراهيم گلستان ـ۵۲)،شازده احتجاب(بهمن فرمان آرا ـ۵۳)،سرايدار(خسرو هريتاش ـ۵۴)،طبيعت بيجان(سهراب شهيد ثالث ـ۵۴)،كندو(فريدون گله ـ۵۴)،گوزن ها(مسعود كيميايي ـ۵۴)،سوته دلان(علي حاتمي ـ۵۶)،دايره مينا(داريوش مهرجوئي ـ۵۷)،گزارش(عباس كيارستمي ـ۵۷)،سفرسنگ(مسعود كيميايي ـ۵۷)،كلاغ( بهرام بيضائي ـ۵۷)سرخپوست ها(غلامحسين لطفي ـ۵۸)،بن بست(پرويز صياد ـ ۵۸).

پس از انقلاب:نقطه ضعف(محمد رضا اعلامي ـ۶۳)،دونده( امير نادري ـ۶۴)،بايكوت(محسن مخملباف ـ۶۵)،جاده هاي سرد(مسعود جعفري جوزاني ـ۶۵)،شبح كژدم(كيانوش عياري -۶۵)،ماديان(علي ژكان ـ۶۵)،اجاره نشين ها( داريوش مهرجوئي ـ۶۶)،دستفروش(محسن مخملباف ـ۶۶)،ناخداخورشيد(ناصر تقوائي ـ۶۶)،آنسوي آتش(كيانوش عياري ـ۶۷)،خانه دوست كجاست(عباس كيارستمي ـ۶۷)،شايد وقتي ديگر (بهرام بيضائي ـ۶۷)،باشو غريبه كوچك(بهرام بيضائي ـ ۶۸)،باي سيكل ران(محسن مخملباف ـ۶۸)،ديده بان( ابراهيم حاتمي كيا ـ۶۸)،عروسي خوبان(محسن مخملباف ـ۶۸)،كشتي آنجليكا(محمد بزرگ نيا ـ ۶۸)،اي ايران(ناصر تقوائي ـ ۶۹)،دندان مار (مسعود كيميايي ـ۶۹)،كلوزآپ نماي نزديك (عباس كيارستمي ـ۶۹)،ناروني ( سعيد ابراهيمي فر ـ۶۹)،هامون(داريوش مهرجوئي ۶۹)،پرده آخر (واروژ كريم مسيحي ـ۷۰)،رقص خاك( ابوالفضل جليلي ـ۷۰)،عروس (بهروز افخمي ـ۷۰)،نرگس (رخشان بني اعتماد ـ۷۱)، دلشدگان (علي حاتمي ـ۷۱)،ديگه چه خبر (تهمينه ميلاني ـ۷۱)، مسافران( بهرام بيضائي ـ۷۱)،ناصرالدين شاه آكتور سينما(محسن مخملباف ـ۷۱)،هور در آتش(عزيز الله حميدنژاد ـ۷۱)،آباداني ها(كيانوش عياري ـ۷۲)،از كرخه تا راين(ابراهيم حاتمي كيا ـ۷۲)،سارا(داريوش مهرجوئي ـ۷۲)،يكبار براي هميشه(سيروس الوند ـ۷۲)،بادكنك سفيد(جعفر پناهي ـ۷۴)،پري (داريوش مهرجوئي ـ۷۴)،روز واقعه (شهرام اسدي ـ۷۴)،روسري آبي(رخشان بني اعتماد ـ۷۴)،كيميا(احمد رضا درويش ـ ۷۴)،بوي پيراهن يوسف( ابراهيم حاتمي كيا ـ۷۴)،سلام سينما( محسن مخملباف ـ ۷۴)،پدر(مجيد مجيدي ـ۷۴)،سفر به چزابه (رسول ملاقلي پور ـ۷۴)،گبه(محسن مخملباف ـ۷۵)،ليلي با من است(كمال تبريزي ـ۷۵)،سرزمين خورشيد(احمدرضا درويش ـ۷۵)،،طعم گيلاس(عباس كيارستمي ـ ۷۵ )،بچه هاي آسمان(مجيد مجيدي ـ۷۶)،ليلا(داريوش مهرجوئي ـ۷۶)،آژانس شيشه اي(ابراهيم حاتمي كيا ـ۷۶)،درخت گلابي (داريوش مهرجوئي ـ۷۸)،باد ماراخواهدبرد(عباس كيارستمي ـ۷۸)،نجات يافتگان(رسول ملاقلي پور ـ۷۸)،رنگ خدا(مجيد مجيدي ـ۷۸)،روبان قرمز(ابراهيم حاتمي كيا ـ۷۸)،بودن يا نبودن(كيانوش عياري -۷۸)،دايره(جعفرپناهي ـ۷۹)،زيرپوست شهر(رخشان بني اعتماد ـ۷۹)،شوكران(بهروز افخمي ـ۷۹)،عروس آتش(خسرو سينائي ـ۷۹)،متولد ماه مهر(احمدرضا درويش ـ۷۹)،باران(مجيد مجيدي ـ۸۰)،زير نورماه(سيدرضا ميركريمي ـ۸۰)،ارتفاع پست( ابراهيم حاتمي كيا ـ۸۰)،بوتيك (حميد نعمت الله ـ۸۰)،من ترانه ۱۵سال دارم(رسول صدر عاملي ـ۸۱)،خانه اي روي آب(بهمن فرمان آرا ـ۸۲)،نفس عميق(پرويز شهبازي ـ۸۲)،لاك پشت ها هم پرواز مي كنند(بهمن قبادي ـ۸۳)،مهمان مامان(داريوش مهرجوئي ـ۸۳)،خواب تلخ(محسن امير يوسفي ـ۸۳)،خيلي دور خيلي نزديك(سيد رضا مير كريمي ـ۸۳)،چهارشنبه سوري(اصغر فرهادي ۸۴)،سنتوري( داريوش مهرجوئي ـ۸۵).